پهناي باند چيست؟
پهناي باند، ترجمه لغت به لغت اصطلاح Bandwidth است. در بعضي جاها اين اصطلاح را «عرض باند» هم ترجمه کردهاند. اگر بخواهيم درک خوبي از معناي اين اصطلاح داشته باشيم بد نيست به اين مثال توجه کنيد. اتوباني را در نظر بگيريد، معمولاً هر اتوبان يا بزرگراه داراي چند خط (Line) يا باند (Band) است که ظرفيت اين بزرگراه را معين ميکند. مثلاً اگر بزرگراهي داراي 2 خط باشد طبيعتاً به طور همزمان و از يک نقطه از بزرگراه فقط 2 عدد ماشين امکان عبور دارند (صد البته منظورمان خيابانها و بزرگراههاي ايران نيست!) و اگر بزرگراهي داراي 4 خط يا باند باشد به طور همزمان 4 ماشين امکان عبور از کنار هم را دارند.
خوب حالا کافي است در اين مثال به جاي ماشين، بيت(Bit) و به جاي بزرگراه يا اتوبان، سيم يا فيبر نوري که در واقع محيط انتقال اطلاعات هستند، بگذاريد.
مثال ديگري که مي تواند به درک بهتر شما از اين موضوع کمک کند، لولههاي انتقال آب است. هر چقدر قطر لوله آب بزرگتر باشد، امکان انتقال آب بيشتري از يک نقطه به نقطه ديگر را دارد. درست مثل پهناي باند، هر چه پهناي باند بيشتري داشته باشيم، امکان انتقال اطلاعات بيشتري از يک نقطه به نقطه ديگر را داريم.
در واقع پهناي باند يا عرض باند به شما ميگويد به طور هم زمان چند بيت ميتواند از کنار هم رد شوند يا در طول محيط ارتباطي شما با شبکه جابهجا شوند.
اگر خودتان هم فکر کنيد شايد بتوانيد مثالهاي بيشتر و بهتري براي درک بهتر موضوع متصور شويد.
تنها نکتهاي که ذکر آن لازم به نظر ميرسد تفاوت اصلي در مثالهاي ذکر شده با پهناي باند است. در مثالهاي بالا هر چه تعداد خطوط يا پهناي اتوبان بيشتر باشد، تعداد ماشين بيشتري ميتوانند به طور هم زمان از کنار هم عبور کنند. همچنين هر چقدر قطر لولههاي انتقال آب بيشتر باشد، حجم بيشتري از آب ميتواند در هر لحظه منتقل شود. اما در وسايل مخابراتي و ارتباطي، صحبت از عرض يا پهناي فيزيکي نيست. به عبارت ديگر براي انتقال اطلاعات بيشتر در يک واحد زمان (مثلاً ثانيه) نيازي به پهنتر کردن و يا عريض کردن محيط انتقال(مثلاً سيم يا فيبرنوي) نيست. در واقع در محيطهاي مخابراتي اين مودمها هستند که وظيفه رد و بدل کردن اطلاعات را به عهده دارند. به عبارت ديگر، هر چه توانايي مودم شما بيشتر باشد، ميتواند حجم بيشتري از اطلاعات را بر روي محيط انتقال جابهجا کند.
البته در وسايل مخابراتي هم توانايي مودمها و هم توانايي محيطهاي انتقال در حجم انتقال اطلاعات مؤثرند.
فکر کنم با اين توضيحات، بيشتر متوجه اهميت نقش مودم و توانايي محيط انتقال يا همان کابلهاي مخابراتي در تبادل اطلاعات شده باشيد. به عبارت ديگر اينکه اگر گاهي با يک مودم مثلاً 56k با سرعت52k به اينترنت وصل ميشويد و گاهي با سرعت 49k، علاوه بر مودم به توانايي محيط انتقال نيز بستگي خواهد داشت.
آخرين نکته ضروري در اين زمينه، واحد انتقال اطلاعات و ضرايب آن است. همان طور که ميدانيد واحد انتقال اطلاعات بيت در ثانيه است. در محيط تئوريک هر ميزان پهناي باند را ميتوانيد متصور شويد. از يک بيت در ثانيه(1 bps) تا ميليونها بيت در ثانيه(Mbps) و يا بيشتر. اما در محيط عملي معمولاً با محدوديتهايي روبرو هستيد. مثلاً شما نميتوانيد از يک شرکت ارائه دهنده خدمات پهناي باند (نظير شرکت مخابرات ايران) درخواست پهناي باندي به ميزان 913 Kbps کنيد. کوچکترين واحد رايج پهناي باند 64K است و معمولاً شرکتهاي مخابراتي جدولي را ارائه ميدهند که نشان دهنده پهناي باندهايي است که امکان ارائه آن را دارند.
خوب حالا کافي است در اين مثال به جاي ماشين، بيت(Bit) و به جاي بزرگراه يا اتوبان، سيم يا فيبر نوري که در واقع محيط انتقال اطلاعات هستند، بگذاريد.
مثال ديگري که مي تواند به درک بهتر شما از اين موضوع کمک کند، لولههاي انتقال آب است. هر چقدر قطر لوله آب بزرگتر باشد، امکان انتقال آب بيشتري از يک نقطه به نقطه ديگر را دارد. درست مثل پهناي باند، هر چه پهناي باند بيشتري داشته باشيم، امکان انتقال اطلاعات بيشتري از يک نقطه به نقطه ديگر را داريم.
در واقع پهناي باند يا عرض باند به شما ميگويد به طور هم زمان چند بيت ميتواند از کنار هم رد شوند يا در طول محيط ارتباطي شما با شبکه جابهجا شوند.
اگر خودتان هم فکر کنيد شايد بتوانيد مثالهاي بيشتر و بهتري براي درک بهتر موضوع متصور شويد.
تنها نکتهاي که ذکر آن لازم به نظر ميرسد تفاوت اصلي در مثالهاي ذکر شده با پهناي باند است. در مثالهاي بالا هر چه تعداد خطوط يا پهناي اتوبان بيشتر باشد، تعداد ماشين بيشتري ميتوانند به طور هم زمان از کنار هم عبور کنند. همچنين هر چقدر قطر لولههاي انتقال آب بيشتر باشد، حجم بيشتري از آب ميتواند در هر لحظه منتقل شود. اما در وسايل مخابراتي و ارتباطي، صحبت از عرض يا پهناي فيزيکي نيست. به عبارت ديگر براي انتقال اطلاعات بيشتر در يک واحد زمان (مثلاً ثانيه) نيازي به پهنتر کردن و يا عريض کردن محيط انتقال(مثلاً سيم يا فيبرنوي) نيست. در واقع در محيطهاي مخابراتي اين مودمها هستند که وظيفه رد و بدل کردن اطلاعات را به عهده دارند. به عبارت ديگر، هر چه توانايي مودم شما بيشتر باشد، ميتواند حجم بيشتري از اطلاعات را بر روي محيط انتقال جابهجا کند.
البته در وسايل مخابراتي هم توانايي مودمها و هم توانايي محيطهاي انتقال در حجم انتقال اطلاعات مؤثرند.
فکر کنم با اين توضيحات، بيشتر متوجه اهميت نقش مودم و توانايي محيط انتقال يا همان کابلهاي مخابراتي در تبادل اطلاعات شده باشيد. به عبارت ديگر اينکه اگر گاهي با يک مودم مثلاً 56k با سرعت52k به اينترنت وصل ميشويد و گاهي با سرعت 49k، علاوه بر مودم به توانايي محيط انتقال نيز بستگي خواهد داشت.
آخرين نکته ضروري در اين زمينه، واحد انتقال اطلاعات و ضرايب آن است. همان طور که ميدانيد واحد انتقال اطلاعات بيت در ثانيه است. در محيط تئوريک هر ميزان پهناي باند را ميتوانيد متصور شويد. از يک بيت در ثانيه(1 bps) تا ميليونها بيت در ثانيه(Mbps) و يا بيشتر. اما در محيط عملي معمولاً با محدوديتهايي روبرو هستيد. مثلاً شما نميتوانيد از يک شرکت ارائه دهنده خدمات پهناي باند (نظير شرکت مخابرات ايران) درخواست پهناي باندي به ميزان 913 Kbps کنيد. کوچکترين واحد رايج پهناي باند 64K است و معمولاً شرکتهاي مخابراتي جدولي را ارائه ميدهند که نشان دهنده پهناي باندهايي است که امکان ارائه آن را دارند.
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم شهریور ۱۳۸۸ ساعت 18:10 توسط M V A
|